خانه عناوین مطالب تماس با من

♣♣♣ خـــــــزان بــی بــرگـــی ♣♣♣

دلتنگیهای من

♣♣♣ خـــــــزان بــی بــرگـــی ♣♣♣

دلتنگیهای من

درباره من

★ بسم الله الـــرحمن الرحیم★ از روزی که خودرا شناختم جز تنهایی وغم ؛ یار دیگری نداشتم . روزگار با بی رحمی وظلم بیکران تمامی ناملایماتش را بر من تحمیل نمود. واینک من مانده ام وغم، همدم وهمنشین من تلخیها وغمهای روزگار گردیده. من شبح تاریکی هستم که با اشک وغم فراوان وبغضهای در گلو مانده نفسهایی به اسم زندگی را بالا می آورم وفکر میکنم تنها همنشینم مرگ باشد آری از آن روز اول برای من پیراهن غم دوختند هرچند که بر جسم ضعیفم سنگینی میکند اما قد واندازه اش مناسب من است وهرگز هم پاره نمی شود تمامی جوانه های امید در وجودم در زیر این پیراهن خشکیده اند وتنهای تنهایم ودر تنهایی وسکوتی سرد خواهم مرد بدون آنکه شیون مادر را ویا ندای پدر را ویا صدای برادر برادر نعمت را ویا هق هق گریه های سمیه که از سرنجابت تنها؛ در کنجی خلوت به هنگام حزن واندوه سر میداد؛ بشنوم پس دنیا را در تنهایی وبی کسی ترک میکنم. ادامه...

لینک‌های روزانه

همه
  • مخابرات ایلام
  • سامانه فرآیند مدیریت دوره های کوتاه مدت فرهنگیان (ضمن خدمت) کشور
  • خبـــــــــر آنلایــــــــــن
  • فیش حقوقی فرهنگیان
  • پیـکوفایـــل
  • پرشین گیگ

پیوندها

  • ♣♣♣ رهـگـــــــــــذر غمناک ♣♣♣
  • ریبــــوار
  • " جایی برای دلتنگی های تو "
  • مطیع امر رهبری
  • نبض دقایـــق
  • ♣♣♣ غروبی در سپیده دم ♣♣♣
  • ♧♧♧ شـوار بـی شفــق ♧♧♧
  • ♧♧♧ رووژ بی روژنـــای ♧♧♧
  • گوگــل درایـــــو

موضوعات وبلاگ

  • دل نوشتـــــه های من
  • نکته ها وپندها
  • روایات وداستـــــــان ها
  • دانـلـودهـــــا
  • آموزشــــــی
  • مناسبتهـــــــــــــا
  • نکتـــــــه هــــا ونظـــــرها
  • پزشکی و سلامت

ابر برجسب

مسعود رحیم زاده نعمت رحیم زاده پاییز مسعود رحیم زاده نبی رحیم زاده سمیه سمیه رحیم زاد نبی رحیم زاده نعمت مسعود پاییز و دلتنگی آبان نعمت ر سم سفربه گچان سمیه رحیم زاده

صفحات وبلاگ

  • آن روز
  • منـــاجــات(شعری به زبان کردی از علی اکبر شفیعیان)
  • آموختـــــه ام که
  • سخنانی بسیار آموزنده از چارلی
  • دوام زندگی مشترک
  • خاتون کورد
  • مولانا
  • حافظ
  • khayam
  • عطار
  • پروین اعتصامی
  • sadi

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • دوست های خوب و روزهای خوب
  • زیر بنای فضیلتهای انسانی
  • پاییز زندگی انسان
  • مهربانی
  • پاییز و دلتنگی
  • آبان هم دارد می رود
  • پاییز فصل رسیدن نه خزان
  • سفر به گچان
  • الهی (مناجات )
  • چگونه با نبودنتان کنار بیایم
  • عطر خاک باران‌خورده
  • شب که می شود
  • تابستان است
  • دلم بهانه شما را دارد
  • سیلاب غم
  • کاش پست چی بودم
  • دلتنگی وخاطره ها
  • دلم تنگ است
  • تقدیم به مادری که ندارم(بمناسبت سالگرد سفر بی بازگشت مادرم)
  • پاییز
  • غم های سنگین سالهای بی کسی
  • نبودنتان
  • ماها
  • بازهم دلتنگی وسالگرد عروج ناباورانه تان
  • از تابستان وپاییز نفرت دارم
  • دلتنگی
  • تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم
  • بهار ودلتنگی
  • ئرا نعمت وسمیه ومسعود
  • درد غمت
  • مسعود مسافر بی بازگشتم
  • از کدامین غم بنویسم؟
  • باور ندارم نبودنت را
  • مسافر بی بازگشت (مسعود رحیم زاده)
  • دلـم تنگ است!!!
  • وباز هم سالگرد عروج زودهنگامتان
  • تابستان فصلی که خزان داشت
  • سکوت هوای دلگیری دارد
  • بهار ودلتنگی
  • بهارم بی تو زمستانی سرد است

بایگانی

  • دی 1404
  • آذر 1404
  • آبان 1404
  • آذر 1403
  • آبان 1403
  • مهر 1403
  • شهریور 1403
  • آذر 1402
  • آبان 1402
  • مهر 1402
  • شهریور 1402
  • مرداد 1402
  • تیر 1402
  • خرداد 1402
  • اردیبهشت 1402
  • فروردین 1402
  • بهمن 1401
  • دی 1401
  • آذر 1401
  • آبان 1401
  • مهر 1401
  • شهریور 1401
  • مرداد 1401
  • تیر 1401
  • خرداد 1401
  • اردیبهشت 1401
  • فروردین 1401
  • اسفند 1400
  • بهمن 1400
  • دی 1400
  • آذر 1400
  • آبان 1400
  • مهر 1400
  • شهریور 1400
  • مرداد 1400
  • تیر 1400
  • خرداد 1400
  • اردیبهشت 1400
  • فروردین 1400
  • اسفند 1399
  • بهمن 1399
  • دی 1399
  • آذر 1399
  • آبان 1399
  • مهر 1399
  • شهریور 1399
  • مرداد 1399
  • تیر 1399
  • خرداد 1399
  • اردیبهشت 1399
  • فروردین 1399
  • اسفند 1398
  • بهمن 1398
  • دی 1398
  • آذر 1398
  • آبان 1398
  • مهر 1398
  • شهریور 1398
  • مرداد 1398
  • تیر 1398
  • خرداد 1398
  • اردیبهشت 1398
  • فروردین 1398
  • اسفند 1397
  • بهمن 1397
  • دی 1397
  • آذر 1397
  • آبان 1397
  • مهر 1397
  • شهریور 1397
  • مرداد 1397
  • تیر 1397
  • خرداد 1397
  • اردیبهشت 1397
  • فروردین 1397
  • اسفند 1396
  • بهمن 1396
  • دی 1396
  • آذر 1396
  • آبان 1396
  • مهر 1396
  • شهریور 1396
  • مرداد 1396
  • تیر 1396
  • خرداد 1396
  • اردیبهشت 1396
  • فروردین 1396
  • اسفند 1395
  • بهمن 1395
  • دی 1395
  • آذر 1395
  • آبان 1395
  • مهر 1395
  • شهریور 1395
  • مرداد 1395
  • تیر 1395
  • خرداد 1395
  • اردیبهشت 1395
  • فروردین 1395
  • اسفند 1394
  • بهمن 1394
  • دی 1394
  • آذر 1394
  • آبان 1394
  • مهر 1394
  • شهریور 1394
  • مرداد 1394
  • تیر 1394
  • خرداد 1394
  • اردیبهشت 1394
  • فروردین 1394
  • اسفند 1393
  • بهمن 1393
  • دی 1393
  • آذر 1393
  • آبان 1393
  • مهر 1393
  • شهریور 1393
  • مرداد 1393
  • تیر 1393
  • خرداد 1393
  • اردیبهشت 1393
  • فروردین 1393
  • اسفند 1392
  • بهمن 1392
  • دی 1392
  • آذر 1392
  • آبان 1392
  • مهر 1392
  • شهریور 1392
  • مرداد 1392
  • تیر 1392
  • خرداد 1392
  • اردیبهشت 1392
  • فروردین 1392
  • اسفند 1391
  • بهمن 1391
  • دی 1391
  • آذر 1391
  • آبان 1391
  • خرداد 1391

Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • عید نوروز شنبه 2 فروردین 1393 19:32
    نخستین لالۀ صبح بهارم پیاپی سوزم از داغی که دارم نوروز یادگار گرانبها و جاودانه ی نیاکان و پیشینیان ایران زمین، نوروز سند پرارزش وآیینه تمام نمای تاریخ کهن و پرافتخار چندین هزار ساله آریاییان . ونوروز جشن شادمانی و خرسندی ملت متمدن ایران در پهنه تاریخ است. نوروز آغاز تحول ودگرگونی است.آغاز بهار است وبهارتغییر زیبای...
  • بهــار بـی تـو پنج‌شنبه 22 اسفند 1392 18:27
    زمستان رحل سفر بسته ودارد می رود و بهار با همه طنازیهایش در راه است. در واپسین روزهای سالی که چون باد بر اوراق دفتر کهنه عمرمان وزید، از اندوه پرواز نابهنگامت با قلبی پر از دلواپسیها یاد وخاطرت را به آغوش کشیده ام.فضای سینه ام بغض آلود است و دل تب کرده ام بی تاب! باز هم در کوچه باغهای دل قدم میزنم . از رفتن زمستان...
  • ندای دل انگیز جمعه 9 اسفند 1392 00:54
    نصف شب است وآسمان جامه ی سیاه تاریکی را بر تن نموده ,عالمیان را خوابی عمیق فرا گرفته ؛تنها صدای مرغ شب با ناله ای حزین بگوش می رسد به گمانم او نیز عزیزی را از دست داده واینک در غم هجرانش سرود تلخ جدایی را می سراید. اما من !گرچه با غم مأنوسم وچشمانم در حسرت دیدن روی ماهت خواب را فراموش کرده اند.ولی امشب در تلاطم دریای...
  • همــــــــــــدلی پنج‌شنبه 1 اسفند 1392 01:00
    بعد از سالها انتظار اینک مادر حس زیبای شکوفه دادن عشق پاکشان را در خویش احساس می نمود. نمی دانست که چگونه شکوفایی عشق وامید را به یار وهمسرش خبر دهد؟تا اینکه نوید استجابت دعاهای خالصانه را درصبحی دل انگیز با درخشش انوار گرما بخش خورشید با اقیانوسی ازمهرومحبت اعلام کرد.پدر اما! با چشمانی مملو ازشبنم زلال اشک خاشعانه...
  • روزگـــــار چهارشنبه 16 بهمن 1392 20:05
    روزگارم با تلخی در گذر است. بر تمام ایام زندگیم شب های ظلمانی سایه افکنده اند؛ طوفان سهمگین غم هجرانت راه پر فراز ونشیب زندگانیم را مسدود نموده وسیاهی وتاریکی بر آن حکم فرما گشته .دیگر فانوسی پیدا نمی شود که نوری هر چند اندک در شبهای تار وتنهایم منعکس نماید ویا مسیرسرگردانش را به من بنمایاند. دیگر نه فرصت جبران گذشته...
  • انسانیت یکشنبه 13 بهمن 1392 15:29
    انسانیت حالت تعالی روح وعصاره ی فضایل اخلاقی است .وانسان را آن هنگام انسان نام نهند که دارای این فضیلت مهم اخلاقی باشد .از این رو تفاوت انسانها در همین است وگرنه از نظر جسمانی وشکل ظاهری تفاوت چندانی با هم ندارند.انسانیت را باید کسب کرد وآموخت ؛گاهی ممکن است آنچه را که بدست آورده ایم همانند مالی ومکنتی ویا اسمی وشهرتی...
  • از آن دمی که رفته ای سه‌شنبه 1 بهمن 1392 19:52
    ازآن غروب شومی که روزگارتلخ ؛درام رفتن زودهنگام تورا وقصه ی آه واشک مرا با سنگدلی تمام نوشت .مونس وهمدم تمامی تنهایی هایم غم گردید وچه زیبا جای خالی تورا برایم پر نمود سرودن غزل رفتن برای تو زود بود . ومن هنوزنبودنت را نه باور دارم ونه یاد گرفته ام .بعد تو این آسمان نیست که دلش گرفته بلکه این دل من است که یک آسمان...
  • سوز فراق پنج‌شنبه 19 دی 1392 10:41
    سروده ای است به زبان کردی از دوست و برادر خوش ذوق و اندیشمندم که چند وقت پیش مرقوم فرموده بودندو اکنون که رنج فراق وغم هجران مرا بیش ازپیش دلتنگ نموده در این پست قرار دادم من که سووتاوی فیراقم؛ ئیتر ئاوم بو چیه خه زنه داری گه نجی عه شقی توم دراوم بو چیه که م به شمشیری برو قه سدی دلی زارم بکه من شه هیدم؛ تیغی تیژی تازه...
  • کوه غم یکشنبه 1 دی 1392 21:33
    امروز بازهم دلم به اندازه تمام غروبها تنگ شده کوه غم بر وجودم مستولی گشته بغض گلویم را بی مهابا می فشارد هرچند که بعد از رفتنت از تو غافل نبودم اما امروز قلبم از هجرت بدجوری دلتنگ شده .زمانی که به یکی از همکاران خبر فوت یکی از بستگانش را دادند واو تاب وتحمل خویش را از دست داد وشروع کرد به های های گریه کردن،همکار ی...
  • شب یلدا جمعه 29 آذر 1392 18:32
    یلدا شب عاشقان بیدل است. یلدا شبی است گیسو فروهشته به دامان. یلدا شب گره زلف یار است.یلدا شب تولد دخترو الهه ی مهر وناز میترا است .یلدا بیانگر فرهنگ غنی ایران وایرانی است. وبراستی که در شب یلدا عشق بر قرار است،عشق میان پدر ودختر گیسو بلندش بدان سان که پدر جشن می گیرد و ولیمه می دهد وبر دستان دختر بوسه می زند و به...
  • کوه گریه میکند, آبشار، آبشار شنبه 2 آذر 1392 16:56
    سنگ ناله می‌کند: رود، رود بی‌قرار کوه گریه می‌کند: آبشار، آبشار! آه سرد می‌کشد باد، باد داغدار خاک می‌زند به سر، آسمان سوگوار سرو از کمر خمید، لاله واژگون دمید برگ و بار باغ ریخت، سبز سبز در بهار ذره ذره آب شد، التهاب آفتاب غرق پیچ ‌و تاب شد، جست‌وجوی جویبار در لبش ترانه‌ آب، از گدازه‌های درد در دلش غمی مذاب، صخره...
  • عاشورا تجلّی ظهور است دوشنبه 20 آبان 1392 17:44
    عاشو ر ا عینیت حضور وتجلّی ظهور است.عاشورا مفسر ومکمل ونقطه اعلای عروج است؛ اگر معراج احمد ازمسجد الحرام تامسجد الاقصی(سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی) در شبی مایه تحیرملائک درگاه ربوبی می گردد ؛ عروج عاشقانه و آگاهانه وعاقلانه امام حسین(ع) از صحرای خشک وتشنه ی کربلا، که با بذل جان...
  • غروبت را باور ندارم یکشنبه 5 آبان 1392 15:41
    باز دلم گرفته وسخت بی قرارم ؛بی قرار رویت روی ماهت با آن لبخندهای همیشگی بر لبانت؛ برادرم ! امروز مرا به جان تو قسم دادند ؛ این است که نه من بلکه دیگران هم غروب نابهنگامت را باور ندارند . چگونه می توان غروبت را باور کرد؟ لحظه های نبودنت را ؟در حالیکه هنوز عطر شامه نواز وجودت در انجماد خاطره های دوران کوتاه عمرت پیچیده...
  • یاد تو چهارشنبه 3 مهر 1392 23:22
    می خواستم که ازغم ننویسم ؛ولی افسوس که واژه های غبارگرفته در تاریکی های کویر خشک قلبم گم گشته بودند وجز مشق نام ویاد توچیزی را در ذهنم تداعی نمی کردند ؛ ا گرغم از دست دادن تو را یک لحظه و فقط یک لحظه در وجودم حس نکنم ,آن لحظه دشمن جان ودلم می شود بعد از رفتنت، سردی سکوتم را در آغوش میکشم وآلام بیقراری هایم را به سینه...
  • درمان گیاهی و سنتی زخم معده شنبه 9 شهریور 1392 14:45
    زخم معده عفونتی است که عمدتاً به علت افزایش ترشح اسید کلریدریک، در مخاط داخلی معده رُخ می‌دهد. این اسید‌ توسط سلول‌های پوشش داخلی معده ترشح شده و پوشش داخلی معده را تضعیف می‌کنند. افزایش ترشح اسید هیدروکلریک عمدتاً به دلایلی نظیر پرخوری، مصرف غذاهای سنگین به صورت مکرر، خوردن بیش از حد غذاهای تند، سیگار کشیدن، نوشیدن...
  • بهانه ی دلتنگی ام شنبه 2 شهریور 1392 10:19
    باز بهانه ی دلتنگی ام "تویی" مشق امشب... درس بی "تو" بودن است قصه ی سکوت و هجوم تنهایی به ویرانه ی قلب من درس گریه و افسوس سخت و تلخ!!! و تکرار لالایی ارام و بی صدا زهر است مشق اشب و هر شبم درس بی "تو" بودن است نازنینم... باور ندیدنت ازارم میدهد هنوز در پاور چین خاطراتم تنها تو استوار...
  • به یاد برادر عزیزم سجاد دوشنبه 28 مرداد 1392 20:25
    آسمان ابری وبارانی است درست مثل دیدگانم گرفته و تاریک است درست مثل قلبم .هنگامی که دست سرنوشت تو را از من ربود و گرمی وجودت را سردی خاک در اغوش گرفت گویی از بالای بلندترین قله دنیا سقوط کردم آخر تو برادر جوان ومهندسم بودی که زود غزل خداحافظی را سرودی. آخر تو جوانه های امید در قلب نه من که پدر ومادرمان بودی وچه زود این...
  • به خدا نمیری ازیادم! پنج‌شنبه 17 مرداد 1392 16:46
    غروبا میون هفته برسر قبر یه خسته یـه برادرمـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـربرادر اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدن زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت...
  • پنجره چهارشنبه 9 مرداد 1392 16:06
    پنجره از کنار پنجره نگاه را به بیرون پرتاب میکنم درختی دراز کش نفس های اخرش، کودکی تبر در دست بزها را می چراند کلاغ سیاهی که از سپیدیش حرف میزد قناری کوچکم چه خوش باور همه تن گوش کتری بی اب صدای جوش میزند و مادر پیرم دست هایش در خاک کرم خورده گلدان و دختری به هوای همکلاسی اش! اجرهای دیوار را میشمارد و برادرم کتاب...
  • کوچی نادیاری سه‌شنبه 8 مرداد 1392 19:34
    ئه ری گیانه که م ؛ ئارامی روحم له دوری تویه ئاوا په روشم **** باخه وانه که ی باخی بی به ر خوم گولم هه ل وه ری باخی بی بون خوم **** گولی خوه ش بونم بو باخ فری روحمو سه رگردان جه رگمو بری **** داخی دوریه که ت جه سه می سوزان له شوین کو چه که ت بوگم سه رگردان **** کوچی ناسورت رووی له کام لاوه فیدای کوچت بم روو که بم لاوه...
  • شده یک سال یکشنبه 6 مرداد 1392 01:21
    شده یک سال که رفتی از برِ من بیا بنگر تو این چشم ترِ من به درد آمد دلم از این جدایی چرا رفتی نباشد باورِ من دلم یک لحظه از یادت جدا نیست تو بودی ای برادر یاورِ من از دفتر اشعار خانم ستاره حیدری
  • غبار غــــم(بی تو یک سال گذشت) سه‌شنبه 1 مرداد 1392 20:45
    روزها گذشتند وماهها به سر آمدند، به امید رویتِ روی ماهت با آن لبخندهای همیشگی و در اندیشه باز آمدنت ثانیه های زندگیم؛با آوای غم بی تو رفتند ومردند. نگاهم هر روز به امید دیدنت کوی وبرزن را مرور میکند . دل من در غم هجران تو ای برادرم، چه بگویم، چه کشید.شبها به امید دیدنت سربر بالین می گذارم تا شاید تورا نه در عالم که در...
  • خاک گلدان دوشنبه 31 تیر 1392 14:06
    خاک گلدانی بودم دست سردی ریشه ای در من کاشت، سالها برایش! لالایی رویش میخواندم تمام شیره جانم فدایش تا اوج در آغوش او باشد صدای ریشه هایش حس آب شدن را از من گرفت چنان باهم خوش بودیم گلدان هم حسودی میکرد از غصه ترک برد آنروز، روز مرگم بود همان دست سرد ریشه را از من گرفت، در گلدانی دیگر کاشت و مرا هم دور انداخت آنچنان...
  • دلم تنگ است سه‌شنبه 25 تیر 1392 00:57
    دلم تنگ است دلم تنگ است دلم دیوانه وار تنگ است بار دیگر سوار بر رخش رویاهایم، رهسپار جاده های مه آلود در پیچاپیچ گذر زمان همراه با پرستوی تنها،تنها تر از من، بار دگر اشک حسرت،گونه هایم را می فشارد صدای تنهای جغد جاده تاریک در گوشم می نوازد،ساز تنهایی را رخش رویاهایم چه تند، سم بر زمین میکوبد چونان که حتی، لبهایش از...
  • بیداد رفت لاله‌ی بر باد رفته را شنبه 1 تیر 1392 16:01
    بیداد رفت لاله‌ی بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لاله‌ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را جز در صفای اشک دلم وا نمی‌شود باران به دامن است هوای گرفته را وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود آخر محاق نیست که ماه دو هفته را برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب آورده‌ام به دیده گهرهای سفته...
  • چرا عبرت نمی گیریم شنبه 18 خرداد 1392 21:01
    چرا عبرت نمی گیریم؟ یافت مردی گور کن عمری دراز سایلی گفتش که : چیزی گوی باز تا چوعمری گورکندی در مغاک چه عجایب دیـده ای درزیرِخاک؟ گفت:این دیدم عجایب حسب حال کاین سگِ نفسم همی هفتاد سال گور کندن دید و یک ساعت نمرد یک دمم فرمان یک طاعت نبرد عطــــــــــار در در منطق الطیرش دراین شعر چه زیبا بیان می نماید موعظه مرد گور...
  • دلتنگی یکشنبه 5 خرداد 1392 00:54
    امروز دلم گرفته به اندازه ی تمام غروبهای سرخ وصد البته حزین تابستان دلم گرفته ؛آن غروب نحسی که قصه رفتن تورا ودرام اشک وآه مرا رقم زد. امروز وجودم پر از کاشها شده است کاش : خورشید وجودت که تازه طلوع کرده بود وهنوز سیاهی شب تار زندگیمان را بخوبی روشن ننموده بود به این زودی غروب نمی کرد وآهنگ رفتن نمی نواخت . کاش : کشتی...
  • غروب هجـــــــــــــر دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 16:06
    غروب هجـــــــــــــر غروب هجـــــــــــــر غروب هجر تو ویرانه گشتم ز دنیا و زخود بیگانه گشتم چو رفتی ای برادر از بر من من از سوز غمت غمخانه گشتم بشدخاموش شمع محفل ما ز داغ درد تو دیوانه گشتم بسوزم تا قیامت از غم دل چو مجنون با همه بیگانه گشتم میان آتش و اشکم شب و روز چو برگ زرد درین ویرانه گشتم برادر شمع دل بودی تو...
  • نامه ای به خواهرم چهارشنبه 7 فروردین 1392 17:44
    خواهرم! ای مهربانترین بعد از مادرم, خواهرم! ای که بهترین وگرانبهاترین هدیه خالق خلایقی, ای که فرشته مهربانی وقرین شقایقی؛ می خواهم ازتو بنویسم .اما چگونه ؟ باید ازتمامی کائنات ؛از آنچه درطبیعت وسایر کرات موجود است بهره گیرم ومدد بطلبم.باید انوار روشنایی بخش خورشید را جوهر نمایم ودر قلم ریزم تا نوشته هایم نورانی باشند...
  • الهــــــــــــی ! دوشنبه 5 فروردین 1392 18:56
    الهــــــــــــی ! الهــــــــــــی ! افق دلم تیره وغمگین وغبار آلود است در این سال نو روزنی از آن به سوی نور بگشای واز مشکات فروزان لطفت فروغی بر این ظلمتکدۀ رنجور ارزانی دار تا قدرت ادراک مصلحتت را در عطاها وگرفتنها داشته وتوان تحمل مشیت واراده خلل ناپذیرت را در مصیبت پیش آمده داشته باشم الهــــی ! تو محرم رازی ومن...
  • 199
  • 1
  • ...
  • 3
  • 4
  • 5
  • صفحه 6
  • 7