-
زندگی
پنجشنبه 7 بهمن 1395 09:38
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﯼ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ی ﺧﻮﺩ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷﺮﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد ﺯﻧﺪﮔﯽ آﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ ﯾﮏ ﺳﺮآﻏﺎﺯ...
-
مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست
یکشنبه 5 دی 1395 17:02
دوستان می گویند که از غم ورنج فراقت کمتر بنویسم .اما واقعیت این است که من جز درد فراق تو نوشتن را بلد نیستم هرچند قلم را در برلوح سفید می چرخانم ، لیک جز دلتنگیهایم چیزی در ذهن قفل شده وکوتاهم خطور نمی کند بناچار این شعر زیبا را از شاعر توانمند فاضل نظری انتخاب نمودم مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست جهنمی شده ام، هیچ کس...
-
برای خداحافظی زود بود
چهارشنبه 3 آذر 1395 18:51
رنج زندگی مرا پر کرده است ٬ دستهای مرا از پشت بسته است ٬ قدمهای مرا زنجیر کرده است و نفسهایم نیز از میان زنجیر ها به درد عبور می کنند تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است عمیق ترین درد ها و رنجهای عالم را در رگهایم جاری کرد پشت چشمهایم به خواب رفت اندوه ندیدن ونبودنت. همه ی عمر داغ تو بر پیشانی و دلم نشسته است و مرا می...
-
سخت است
شنبه 1 آبان 1395 20:54
سخت است خواستن و نتوانستن ! دویدن و نرسیدن ! به دیروز فکر کردن و به فردا نرسیدن ! به دنبال زندگی گشتن و مرگ را پیدا کردن ! خدایا... سخت است بغض در گلوگره خوردن و دم نزدن ! سیل اشک جاری شدن و گریه نکردن ! غم و غصه داشتن و به ناچار خندیدن
-
پاییز فصل رنگین کمان
جمعه 2 مهر 1395 12:12
پاییز از راه رسید فصل رنگین کمان برگ ریزان ،پاییز با ترنم مهربانی ماه مهر آمد تا نوای مهربانی را بنوازد وبوی لبخندو درس و مدرسه و شوق کودکانه را به آرمغان آورد. پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه...
-
باور بی کسی
دوشنبه 1 شهریور 1395 01:19
از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام بی هوایت کنج پستوهای غم یخ بسته ام بی تو بی تابی در این برزخ به جانم خیمه زد من هنوز این بغض را از رفتنت نشکسته ام با خیالت روزها را بی صدا سر می کنم بی تو دارم بی کسی را تازه باور می کنم در نبودت، زیر رگباری از این تنها شدن عاشقانه خاطراتم را چو سنگر می کنم از کلامم هر کسی شیدایی ام...
-
تو رفتى و سکوت جوشید و فریاد
جمعه 1 مرداد 1395 13:41
تو رفتى و برگ هاى سبز درخت حیاط درنبودنت یکى یکى زرد شدند و چروکیدند و بى صدا افتادند تو رفتى و دانه هاى اشک از چشمه ى دلم جوشیدند و گونه هاى داغ مرا خیس خیس کردند. تو رفتى و گنجشک ها نبودنت را باور کردند یکى یکى پر کشیدند و رفتند تو رفتى و دلتنگى ها خود را به صفحه ى سفید دفتر رساندند و شعر شدند تو رفتى و سکوت جوشید و...
-
کاش خورشید غروب نمی کرد
سهشنبه 1 تیر 1395 00:00
کاش خورشید غروب نمی کرد به این زودیها کاش کشتی عمرت سلامت می رسید به این ساحل ها تا من تمام حر ف های دلم را برایت می خواندم آنقدر در خلوت تنهایی ام برایت شعر سرودم که نگو آنقدر در شب های تارم برایت ستاره چیدم که نگو آنقدر چشم براهت ماندم وگریستم که رودخانه ی چشمانم خشکید آنقدر در کنار جاده ی زندگی ایستادم تا شاید تو...
-
درفراقت در خود شکسته ام
شنبه 1 خرداد 1395 00:51
در مجنون ترین هوای بهاری باعاشقاته ترین بارش بر جاده جنون چه بی احساس... درفراقت در خود شکسته ام آذرگرامی(میدخت)
-
بازی سرنوشت
سهشنبه 7 اردیبهشت 1395 07:18
باز هم من و شب و دلتنگی ای چرخ گردون چه بیرحمانه میزنی مرا و چه وحشیانه میکشی دلم را و چه مظلومانه میگریم من من محکوم هر شب طناب دار تو ام معصوم ترین محکوم تاریخ بی هیچ گناه و بی هیچ دفاعی محکوم میکنی مرا و معدوم میکنی مرا و آخرین خواسته ام مجالی برای گریستن است و امانی برای باریدن ذره ذره آب می شود دلم و قطره قطره...
-
دالــــکه
چهارشنبه 11 فروردین 1395 00:03
دالگه شعری به زبان کردی با قلم رسای استاد ارجمند خانم آذر گــرامـــــی که بمناسبت روز مادر به پاس قدر دانی از زحمات بی بدیل تمامی مادران عزیز سروده است. دالگه لاوه لاوه د که م دایه پیره گەم کیوه سبورم پر له نیورەگەم شەوان تا وە روژ پڕڵه پەژاڕه ڕوڵد خم نێونێ تەکی شەواڕە دەسد دەس نەماز رۆو قولەناز ۆەسادە دەلی خوەنیدن...
-
بی تو هرگز سین هفت سین عیدمان کامل نمی شود
یکشنبه 1 فروردین 1395 00:00
با چرخش چرخ طبیعت بار دیگر بهار از راه رسید . بهار فصل شکوفایی گلها، ،فصل جوانه زدن جوانه ها وفصل شادابی دلها،گلها زنده شدن زمین مزین شده از گلهای بهاری؛ افسوس که گل وجودت با بهار شکوفا نمی شود .چه زود جوانه ی جوانیت گرفتار باد خزان گردید و بهارمان را به زمستان سرد وخشن تبدیل نمود. بهار آمده ولی خبری از گل وجود تو...
-
اشکهای شبانه من
شنبه 1 اسفند 1394 23:17
با بغضهای در گلو مانده به خلوت بی همتای آسمان امشب نگاه میکنم . نمی دانم خواب چرا با چشمانم دیگر بیگانه است . یک آسمان پر ستاره و یک ماهه نیمه . سکوت را صدای مرغ شب می شکند ، گویا او هم بی خواب است امشب . چیزی در من مرا به این حال می خواهد ، کدامین گناه کبیره را مرتکب گشته ام که نبودن وندیدن روی ماهت شکنجه من شده و چه...
-
فریاد در سکوتی دلگیر
پنجشنبه 1 بهمن 1394 14:03
برادر جان نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد تا گواهی بر معصومیت تو باشد عکست را در گلدانی از جنس عشق خواهم گذارد تا بر بام باغ ملکوت غنچه دهد آخرین سخنت را با برگی از لاله در کتابی از عطوفت خواهم نوشت و شب هنگام یاد تو را به میهمانی خیال خواهم خواند بی گمان با من سخن خواهد گفت که زندگی کوچکتر از مردمک چشم...
-
فراموشی باران
چهارشنبه 2 دی 1394 11:39
زمستان که از راه می رسد یاد گرمى دستان تو می افتم. نیستى تا ببینى چقدر بى تو سردم چقدر پر از دردم اجاق شعرم کور است و لبخند شبانه ام تلخ کلبه ى خیالم پر از اندوه و کشتزار غزلم خشکیده خورشید از پشت کوه ذوقم طلوع نمى کند . درختان باغ سپیدم خشکیده اند و چشمه ى اشکم بى آ ب. یلدا که آ مد یاد گیسوان سیاه بلندت افتادم که چه...
-
یاد گل روی تو
سهشنبه 3 آذر 1394 12:27
گل خورشید که شکفت یاد گل روى تو افتادم در صبحى زیبا به دشت تنهاییم لبخند زدى. خون در رگهایم خشک بود و لبانم ترک ترک چشمانم بى سو بودند و تنم اسکلتى غبار آ لود از دور دست شعر که طلوع کردى بسان آ دم در آ غازین روز حیاتش زندگی در رگ هایم جریان یافت. جهان را با تمام زیباییش سیر ندیده بودم که غروب ناباور کوچ تو تمام رنگ...
-
کتاب بی پایان غم من
شنبه 2 آبان 1394 15:17
هرگاه بر مزارت می نشینم تازه معنای زندگی را می فهمم که چیست و چقدر بی ارزش است؟با نگاه به تمثال جوانیت که از ظلم وجور روزگار غبار گرفته ؛ آتش درد زخمهایی که در سینه ام لانه نموده شعله ور می شود. وقتی به چشمانت نگاه می کنم مظلومیت کودکیت را می بینم که با با تو را به من امانت داده بود.مظلومیتت گویای آن است که گویی...
-
باغ وصل ( غزلی زیبا از جواد صیادی )
سهشنبه 7 مهر 1394 23:06
نذرکردم اشک ِ روشن ِ باصفا را تا بیایی وا رهانی این گدا را من برون ازخویشم ودردام حسرت مستِ مَی کن روی زیبایت، خدارا عیب عاشق کردم وآگه نبودم مه زدیدارت بدراند قبا را تاب گیسویت به یغمابرده دل را چین زلفانت بیاراید صبا را چشم نرگس ازپریشانی خجل شد تاکه دیدآن مهرِچشمِ دلربارا طرّه ی شب رنگ پاییزی به خودداد تاهویدا کرد...
-
مهر ماه شکوفایی لبخند کودکان
پنجشنبه 2 مهر 1394 18:12
مهر که می آید، پاییز آغاز می شود. برگ های درختان که شروع به ریزش می کنند، شکوفه های لبخند کودکان، یکی یکی گل می دهند. در فضای کلاس ها. تخته سیاه ها، چشم انتظارند تا دوباره سراپا پر شوند از عطر لبخندهای هم شاگردی ها. کلمات مهربان، بی تابند تا دستی کوچک، با مداد شوق، بر صفحه های سفید دفترهای چهل برگ، بنویسند. مهر، ماه...
-
دانلود کتب آموزش قرآن ؛پیامهای آسمان وعربی پایــه نهــــم دوره اول متوسطه چاپ 1394
شنبه 21 شهریور 1394 14:30
کتاب آموزش قرآن نهــــم دوره اول متوسطه بافرمت:Pdf دانلــــــــود کتاب پیامهای آسمان نهـــم دوره اول متوسطه با فرمت : Pdf دانلــــــــود کتاب عربـــی نهــــم دوره اول متوســــطه بافرمت :Pdf دانلــــــــود
-
روزنــــــــــه(نکته ها وحکایت های خـــــــزان بــی بــرگـــی)
سهشنبه 17 شهریور 1394 11:37
دانلـــــود کـتاب : مجموعه ای از کتابهایی سودمند که خواندن آنها برای افراد نه تنها جالب بلکه بسیار مفید خواهدبود داستان های آموزنده نکته های آموزنده گلچیــن اشعــــار گزیده اشعار کردی دانلود آهنگهای مذهبی دانلود موسیقی کـــــــردی(هوره-گورانی-شعر کردی) مناسبتهـــــــا دانلود کلیپ موسیقـی کـــردی(فیلم) دانلود آهنگ های...
-
چه سکوتی است اینجا
جمعه 6 شهریور 1394 01:01
خبری نیست ز یار خبری نیست ز دوست همه جا خاموش است شهر تاریک شده چه سکوتی اینجاست بینِ من با دلِ افسرده و زار نه صدای قدمی نه حریمِ نفسی نه نگاهی به درِ بسته و هجمِ قفسی اوجِ گرماست ولی می لرزم از سرمای نبودنت برادرم ﺩﻟﺘﻨﮓ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ " ﯾﺎﺩﺕ" ﺭﺳﻮﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻡ .. " ﻗﻠﺒﻢ" ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ...
-
بغض سنگین
چهارشنبه 21 مرداد 1394 07:50
باز هم بیست سوم مرداد از راه رسید؛همان روز شومی که حادثه ی تلخ جدایی تورا و درام آه واشک مرا رقم زد؛ آن غروب غم انگیزی که فریاد های تلخ من از کهکشان گذشت وبا بی رحمی تمام مرثیه تلخ رفتنت را سرود،تا غمهای مرا به درد ودردهایم را به بغض وبغضهایم را به اشک تبدیل نمود. برادرم امسال سومین سالی است که با غم نبودنت روزگار را...
-
دل ته نگى واران (استاد جلال کوهی)
سهشنبه 6 مرداد 1394 12:55
دل ته نگى واران.... واران هاى ده کو ؛ دیارد نیه ناز روژه یل ؛ وه هارد نیه واران هاى ده کو ؛ خه یالم زامه ئه گه ر دیر باى ده و .ئومرم ته مامه په نجره بى ت ؛ خه مین و زاره چه وه رى ناز ؛ ئه ور وه هاره ت هاى ده هه ر جاى ؛ گوش به ى وه ده نگم واران وه بى ت ؛ هه ر شه و دل ته نگم واران هه م به و ره و ؛ له نو ته رم که وه ده...
-
وصف آب (جواد صیادی)
پنجشنبه 1 مرداد 1394 10:16
آب چیست این ماده ی بی رنگ و بو و بی مزه ای که تمام رنگهای دلربا حیاتشان رااز آن می گیرند وتمام بوهای مسحورکننده بی وجودش،پهلوبه تعفن می سایند وهمه ی مزه های ذائقه نواز، رگ هستیشان را مدیون آنند؟آب که بودنش مایه ی حیات است ونبودنش سبب ممات. بی آن نه کسی سرصحرا دارد ونه چشمی اقبال دیدن لاله ی حمرا. نه بلبلی غزل میخواند...
-
شب قدر در اندیشه دکتر شریعتی
دوشنبه 15 تیر 1394 14:42
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ما «آن» را فرود آوردیم درشب...
-
دلم گرفته
سهشنبه 5 خرداد 1394 11:03
غمی بی حساب دارد .... دل هوای بی التهاب دارد .... دل در این زمانه که بال ستاره می شکند چه حسرتی به حضور یار دارد ... دل زدردمندی دل ، آسمان به گریه نشست همیشه خانه بر امواج سراب دارد ... دل شکسته ام ... نمانده برایم بال پرواز اما .... هنوز شوق پرواز همچون شهاب دارد ... دل تمام هستی من ؛ خانه تاریکی ست چه صادقانه غم...
-
نگرانم نباش
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 15:09
نگرانم نباش من دیگر تنها نیستم ،خیالت ،رویاهای بر باد رفته ،ذهن آشفته ،کتابهابم ،قلم خسته ام ،قرصهای آرام بخشم و یک دل سیر ناگفته ها همراه منند نگرانم نباش من آموخته ام هر چند سخت اما بگذارم و بگذرم نگرانم نباش دیری است که کوهها درد هایم را بی واگویه در دلشان نگاه میدارند دیری است که چاه عمیق احساسم صدایش در نمی اید...
-
دست کینه ی افلاک بسته بال و پرم را
جمعه 4 اردیبهشت 1394 20:06
دست کینه ی افلاک بسته بال و پرم را تا چمن که رساند ؟ از قفس خبرم را پیک های دعا را آسمان نپذیرفت سر دهم به چه امید ؟ آه بی اثرم را ای فلک ! مگذارم این چنین به غریبی بال من چو گشودی ساز کن سفرم را گر به گوشه ی غربت ضعف تن بفزاید بار هجر عزیزان بشکند کمرم را ای خدای من ! ای عشق ! وقت بنده نوازی ست گرم کار تو کردم جان...
-
بهار م بی تو سرد است
شنبه 1 فروردین 1394 11:41
امسال سومین بهاری است که تو نیستی،بی تو بهار من خزان زرد است. بی تو بهار من زمستان سرد است.بی تو همه چیز رنگ غم، رنگ درد،رنگ تنهایی است دیدی که بهار بی تو سرد است پاییز تر از خزان زرد است آن شب دل من شکسته تر شد دیگر همه چیز رنگ درد است دیگر همه جا سکوت دلگیر دست و دل من اسیر زنجیر ای روح پر از ترانه من خاموش ترین...