-
دلـم تنگ است!!!
جمعه 19 شهریور 1400 09:02
دلـم تنگ است!!! بغض سنگینی گلویـم را میفشارد و خیـال خالی شدن ندارد انگار! مُـدام چنگ میزند گلویـم را و بودنت را انتظار میکشد. کاش دیروزی نبود تا خاطـراتت در آن نقش نمیبست! و کاش فردایی نباشـد وقتی قـرار است تــو در آن نباشی..!!!!
-
وباز هم سالگرد عروج زودهنگامتان
پنجشنبه 21 مرداد 1400 14:07
تو رفتی و پر پروانه ها سوخت زکبریت غمت این دل بر افروخت تو رفتی وجهان با آه سردی لباس آخرت بهر دلم دوخت
-
تابستان فصلی که خزان داشت
یکشنبه 20 تیر 1400 20:19
من زاده ی تابستانم؛ اما دلم از سفر تابستان وگرمای تابستان می لرزد؛ تابستان برای من جذابیتی ندارد؛ مرا با این فصل کسالت بار کاری نیست از بهار تابستان وزمستان ،از گردش ایام متنفرم تابستان برای من فصل خزان است؛تابستان فصل جدایی ابدی از عزیزان است تابستان من نسیمی ندارد ومه ی غم انگیز دنیایم را پوشانده است. تابستان فصلی...
-
سکوت هوای دلگیری دارد
چهارشنبه 26 خرداد 1400 11:20
سکوت چه بلایی که بر سر آدم ها نمی آورد.. یک دنیا حرف نگفته صف میکشد پشت دیوار لب ها... چه بغض هایی که دفن میشود در گلو... حتی هوا هم هوای دلخوری میشود... سکوت است دیگر.. شاید مملو باشد از حرف هایی که نیمه شب در صفحه ذهنمان خطور می کنند اما سرنوشتشان در گلو ماندن اسا... نه شنیده شدن... سکوت هوای دلگیری دارد.. بغض...
-
بهار ودلتنگی
سهشنبه 21 اردیبهشت 1400 19:07
بهار و این همه دلتنگی!!!؟ نه... شاید فرشتهای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد!
-
بهارم بی تو زمستانی سرد است
سهشنبه 10 فروردین 1400 11:35
گل باغ امیدم رفته از دست غریبانه، شبی بار سفر بست غمش زد آتشی بر قلب خسته که تا روز ابد، دل را شکسته
-
چشم من ویاد تو
سهشنبه 12 اسفند 1399 14:38
همه آرام گرفتند وشب از نیمه گذشت آنچه در خواب نرفت چشم من ویاد تو بود
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 3 بهمن 1399 19:48
زمستان است و سرمایی که جانسوز غمِ داغِ فراقت استخوان سوز خیالت آتشی در دل بپا کرد... که آه ِ شعله هایش آسمان سوز!
-
قلم بنویس
چهارشنبه 10 دی 1399 12:48
قلم بنویس دردم را ، هوای قلب سردم را بگــو بـــا آیـنه آرام ، دلیـــل روی زردم را قلم بنویس آهم را ، دل ِ بی تکیه گاهم را چرا اینگونه میسوزم ، بگو با من گناهم را قلم بنویس حالم را ، شکسته غصه بالم را به غارت برده دلتنگی ، تمام ِماه و سالم را قلم بنویس سرشتم را ،چرای سرنوشتم را مشخص کن بـرای من ، جهنم یـا بهشتم را قلم...
-
جز غم
سهشنبه 25 آذر 1399 09:08
من حاصل عمر خود ندارم جز غم در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم یک همدم باوفا ندیدم جز درد یک مونس نامزد ندارم جز غم
-
پاییزجشنوارۀ رنگها و آواز برگهاست
جمعه 30 آبان 1399 11:50
پاییز همدم جانهای خسته است؛ جشنوارۀ رنگها و آواز برگهاست؛ صندوق خاطرات تلخ و شیرین ماست؛ از کودکی تا آخرین پاییز عمر. پاییز فصل عشقهای زمینخورده است. ما خستهایم؛ همچون برگهای زرد و خشک که شاخۀ امید را رها میکنند و یکیک بر زمین نامرادی میریزند. پاییز صدای قدمهای ما در برهوت تنهایی است. از من نپرس که چند...
-
بهانه نبودنت
چهارشنبه 23 مهر 1399 10:41
دلم بهانه میگیرد نبودنت را هیچ راهی برای سرکوبش نیست نه خاطراتت نه رویایت نه یادت
-
زدیده رفتی
شنبه 22 شهریور 1399 18:35
ز دیده رفتی و صد جوی خون ز دیده روان شد ز خون دیده چه گویم ؟ که دیده خود ز میان شد فروغ مهر نهان شد به زیر سایه ی حسرت گل امید بپژمرد و باغ عشق خزان شد کبوتران نگاهت چو ز آشیانه پریدند غروب کرد مرا آفتاب و تیره جهان شد فغان که ساغر چشمان پر فروغ تو بشکست دریغ و درد که حسرت نصیب دیده ی جان شد غم خیال تو نازم که بر خلاف...
-
سالگرد عروج زود هنگامتان
دوشنبه 13 مرداد 1399 17:52
سالگرد عروج زود هنگامتان آمده زمانه چه سنگدل وبی رحم است بعد از رفتن شما چه زود چرخش را به چرخش در اورد روزها یش از پس هم میگذرند هفته ها یش می آیند ماهها یش هم به تمنای بهار دست هم میگیرند ساعت اما ، ساعت.... این نمودار زمان همچو وارونگی اینه ایی خرد و سیاه بعد از شما خسته و در مانده تر از این دل من ، میل خفتن دارد...
-
دل تنگی خاطره ها
سهشنبه 3 تیر 1399 17:54
خاطره ها چاره ای جز عبور از “کوچه های دلتنگی خیالم” ندارند
-
خانه ای روی آب
جمعه 2 خرداد 1399 15:15
گفته بودی خانه می سازم ,نگفتی روی آب گفتی بودی ماندنی هستم , نگفتی توی خواب گفته بودم من چگونه بودنت را باور کنم! گفته بودی از دو چشمانم , نگفتی توی قاب
-
خواهرم روزت مبارک
جمعه 12 اردیبهشت 1399 04:33
خواهرم روزت مبارک If you are reading this, it is because your browser does not support the HTML5 video element.
-
دیداری که ندیدی
سهشنبه 2 اردیبهشت 1399 17:02
ماندم من وگریه ی اشعاری که ندیدی تنهاییِ دل و این آواری که ندیدی آن روز که دوراز دلِ مامی گُذراندی دل خونم ازصحنه ی غَمباری که ندیدی گفتی که تویی یارِمَن و دلخوش آنَم! پژمُردِگی وحسرتِ دیداری که ندیدی این شُعله فُروکِش نکند تاتو نباشی آتش زده ای دلِ بیماری که ندیدی هر آینه ی اشکم غزل خواندبرایَت در دیده ی گریانِ بهاری...
-
غم خوارم کجاست
سهشنبه 5 فروردین 1399 12:00
ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟ غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست؟ وقت کارست، ای نسیم، از کار او گر خبر داری، بگو دارم، کجاست؟ خواب در چشمم نمیآید به شب آن چراغ چشم بیدارم کجاست؟ دوست گفت: آشفته گرد و زار باش دوستان آشفته و زارم، کجاست؟ نیستم آسوده از کارش دمی یارب، آن، آسوده از کارم کجاست
-
کاش مادر
دوشنبه 5 اسفند 1398 10:44
کاش مادر برای روز مبادای من کمی از خنده های کودکی ام را زیر فرشها پنهان می کردی دلم نزدیک بهار یک خنده بلند از ته دل می خواهد
-
مسیر اشک
جمعه 4 بهمن 1398 13:04
مَنعَم نکن از گریستن آنجا که دل می شکند و خورشیدِ امید رو به خاموشی میرود مسیرِ اشک چون رودی که از کوهستان سرچشمه می گیرد جاری می شود از آب شد آرزوهایم اینک که به حکم گردش ایام وبی وفایی روزگار باید دنیای فانی را رها نمایم کالبدم را به تو می سپارم ای زمین که جز درد برایم ارمغانی نداشتی
-
تو نیستی
سهشنبه 3 دی 1398 15:23
از وقتی که رفتیآسمان بهانه می گیردوبغضش رادر لابه لای ابرها پنهان می کندتو نیستی تا ببینیحتی عروسکهابه انتظار نشسته اندبا چشمانی نمناکو من در بهت و سکوتهر ثانیه می میرم
-
تقویم ها هم شمارا گم کرده اند
دوشنبه 11 آذر 1398 13:42
تَقـــویم ها را ...؟ برگ بـه برگ وَرق میزنــم .... ولی نمیبینـم نشانی از تُـــو ...! حتـــی تقویمها هــم ...؟ شما را برای مَــن .... گـم کرده انـــد ......!!!
-
درخت دلتنگی های من
یکشنبه 5 آبان 1398 16:43
خدایا: نه کسی را می خواهم نه خوشبخت شدنم را، مراصادقانه در آغوش خاکت بسپار خسته ام از زندگی. گفتند دلتنگی هایت را به برگ بسپار پاییز ، می ریزد سپردم اما ندانستم درخت دلتنگی های من کاج است..
-
ماه مهر بی تو مهری ندارد
دوشنبه 15 مهر 1398 12:59
چون که گل بگذشت و گلشن شد خراب "بوی گل را ز که جویم از گلاب سمیه جان خواهرم امروز هنگامی جای خالی تو را حس می کنم که اولین روز بهار شکفتن گلهای تعلیم و تربیت است .روزی که دستان پر مهر باغبان گلها ،گونه ها را نوازش می کند و گلهای نو شکوفته تو از ترنم و ترحم نوازش محروم .امروز در حالی جای نگاه نافذت در واپسین لحظه...
-
عقربه های دلتنگی
شنبه 30 شهریور 1398 18:52
در سایه سار شمع در تاریکی اتاق با شمارش عقربه های دلتنگی انتظاری شوم را رقم می زنم برای کسی که هرگز نمی آید ولی عطر یادش آویز ست از گلوی خشک خاطره ها
-
دومین سال نبودن سمیه
سهشنبه 15 مرداد 1398 03:51
مرداد که از راه می رسد غم سنگینی تمام وجودم را فرا می گیرد.چقدر از مرداد متنفرم ماه شوم ونحسی که با آمدنش عزیزانم را از من گرفت.کاش می توانستم مرداد را از سال حذف کنم خواهرم تاج سرم گرچه کوچکترین خواهر بودی اما چه زیبا با سن وسال کمت در نقش بزرکتر و مادر ظاهر شدی.خواهرم هنوز نجوای شیرینت در گوشی را که گفتی اینک در حرم...
-
بیداد رفت
سهشنبه 18 تیر 1398 20:58
بیداد رفت لاله بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را استاد شهریار
-
بیزارم از سرنوشتم
جمعه 17 خرداد 1398 20:40
اگر اشک ها نمی بود داغ سینه ها سرزمین وداع را می سوزاند چرخ زمانه بسیار نامرد است کسانی را که خیلی دوست داری ناباورانه ازتو میگیرد پیش از آن که وجودشان را خوب حس کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرند همیشه این گونه بوده است کسانی را که وجودشان برایت عزیز است زود از دنیای می روند . امشب تمام گذشته ام را ورق زدم : پر از...
-
خویشک و برا
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 11:05
خویشکه گه م سلام برا گه م سلام ئرا چه ئمسال سه ر نیاینه لام؟ بی ئیوه عیدم عزاو پژاره س دلم هم پرخیون هم تیکه پاره س خویشکه طفلاند ویلان و ویله ن بی دالگ دلسوزو بی یاروخیله ن دلداری کوره د یاگه ردیوته د بم؟ بی فریادرسم ته بیوش چه بکم؟ خه م بی برای یاگه ر ته بخوه م؟ عقده یل دلم لای کی وا بکه م؟ چاره چفته گی یتیم و یه...